قلب ما هم نزند بي تو كپك
ما گمان كرديم كه تو آدمي
خواستيم خوش بگذرد با تو دمي
حال كه تو اينقدر ديوانه اي
اينقدر با قلب ما بيگانه اي
پس برو! جاده باز است و دراز
خواهي از چالوس رو، خواه ز هراز
هر چه خوانديم تا همين جا كافي است
بيش از اين گر بشنويم الافي است
تو برو دنبال پول و پله باش
زير پاي يك خر نو تله باش
من اگر در دام تو افتاده ام
دل به چرت و پرت هايت داده ام
ديگران عالي سر كارت برند
روز اول بهر تو پيتزا بخرند
تا سوار زانتياي او شوي
مثل بچه غرق رويا مي شوي
البته بي ربط نيست، خوب بچه اي
مثل بازيهاي توي كوچه اي
هر دقيقه فكر بازي مي كني
بچه هاي كوچه راضي مي كني
تا كه بازي غرق لذت مي شود
اندكي بعد تشنت مي شود
مي روي خانه سر آب روي
ناگهان در خانه به خواب روي …
از وقتی فهمیدم باید دست از سر پدرو مادرم بردارم ولی عجیب اینه که راهی نبود
حتی برای جوون ۱۸ ساله بالا همکاری نبود.آره آگه تو هم بی پول باشی میفتی به فکر خلاف از هیچی
ترس نداشتم حتی اگه بخوان تو یه کوچه ی تاریک به گردنم بندازن کلاف.
ولی همیشه یه چیز برام وحشتناک بود اینکه یه روز به خاطر اعتیاد بشم نابود.
خوب بد زشت قشنگ هیچ چیز برات فرقی نداره این مهمه که بهترین کست میخواد بلا سرت بیاره.
از جامعه مونده از خونت رونده.فک میکنی میبینی دیگه هیچ راهی نمونده.
پرس میزنی توی کوچه های پایین شهر تو جیبت هیچی نداری با همه کردی قهر.
از زندگی نا امیدی داری مشمری ببینی چن تا از رفیقات برات موندن هیچ کدوم همشون به چشات نیگا کردنو شعر خیانت خوندن.
رفیقای نامرد بازداشگاهای سرد به خودت میکگی اصلا تو این دنیا هستش مرد.
آره شما چی میدونین از زندگیه من گناه کردم قد یه خر من .
ولی آخرش چی من اینجا موندم با یه تیکه سیگار عذاب وجدان وبیکاری.
چیکار میخوام بکنم تو سن ۱۹ سالگی.چه جوری میخوام پول در بیارم.
برام یه رویاس تشکیل زندگی یا خونوادم پدرو مادرم اون چه میدونن من با کیا نشستم
یا آدمای جامعه همشون از من میترسن ولی نمیدونن که من چقد خستم
نمیدونن که من بار سفرو بستم.زندگی من باید تموم میشد روزگاری بود که باید خزون میشد.
خلاصه تو یه شب بارونیه سرد که فضاش پر بود از پارس سگای ولگرد.
با قدمای آروم و شمرده رفتم بالای یه ساختمون باید خدمو میدیدم یه مرده
تا چند دقیقه ی دیگه آدما وقتی منو میبینن که روحم پرکشیده و رفته.
ولی باور کنین اگه کسی راهنماییم میکرد زندگی من انقد کثیف نبود.
میتونسم مثه خیلیای دیگه واسه خودم خونه داشته باشم.میتونستم هر روز با خیال راحت از خواب پاشم.
ولی یادتون باشه این وسط فقط من مقصر نیسم من تنها جوونی نیسم که زندگیمو به هم ریختم
مشکل اینه که دنیا خیلی کوچیکه خدا بزرگ خلاف کارای کثافت سر راه جوونا مثه گرگ
خلاف کارای کثافت که هرکدوم میتونن واسه جامعه باشن یه آفت.لعنت به این زندگی لعنت.
هر کدوممون خودمون و یه جور میکنیم راحت یه با خودکشی یکی با گذروندن ساعت.
خونه ی اصلیه ما اینجا نیس یه جای دیگس.روش زندگی ما این نیس یه را دیگس
.خیلی از ما ها حرکت میکنیم ولی یه مرده ایم تو این دنیا
و آخرت یه اسم خط خورده ایم.
خیلی دوسش دارم پس دوباره میزارمش....

احساس ناخوشایند بیهوده زیستن.این سئوال تکراری که من کیستم
وقتی دنبال منن همه سایه های شب.وقتی غم و اندوه شده سایه بان من
وقتی عشق حساب میشه جزو حرفای بد.وقتی هیچکسی نمیفهمه حرفای من
.وقتی دریای امید خشک میشه مثه صحرا .وقتی تو این تاریکی خورشید و محو کردن ابرا
دیگه دلیلی نیس واسه ی زندگی.حتی دلیلی نیس این حرفارو هی بگیم
غم تو وجود منه مثه یه غده بدخیم.تمام ذهن و کرده یه عقده تسخیر
راه چاره ای نیس جز اینکه بشم تسلیم.دیگه حتی گریه هم دلمو نمیده تسکین
من به درد کار ناکرده میسوزم همش.زیره نقاب خنده همیشه میریزم اشک
آدما گرگن تو لباسه گوسفند.که با اشکاشون هم بهت میزنن پوزخند
تا وقتی زنده ای کسی نیس دروبرت
وقتی مردی همه میرن قربون سرت
عذابی که باید تحمل کنم خیلی سخته .ولی دارم تحمل میکنم خیلی وخته
اینجا جهنمه ولی شبا خیلی سرده.
روزی میرسه که خدا منو میبینه.روزی که رفیق دستمو میگیره
روزی که دیگه وجود نداره مست و خمار.روزی که هوا پاک میشه از گردو غبار
روزی که دیگه رفیق نمیشه خائن.نمیدونم شاید این روز تو خوابه
آره این روز تو خوابه .پس باس بخوابیم
تا روزی که زنده ایم بایس بخوابیم........................

قلب های آهنی با حسرت گندم.دنیای کاغذی با خطوط مردم
خطای موازی که بهم نمیرسن.آدمایی که پیش همن ولی در عین حال بی کسن
چه اشکایی که ریخته میشه دور از چشه بقیه.چه دلای خونی که تو خلوت میشه بخیه
استفاده از زن مثه یه کالا واسه تجار.تبدیل زیباترین مخلوق خدا به ابزار
بشری که نمیتونه قبول کنه چقد پسته.مستی که می میزنه که یادش بره مسته
چه جنگایی که در میگیره بین یه مشت خودخواه.چه سربازایی بی گناه بیجون زیر دست و پا
چه پسرای ناخلفی مایه ی ننگ پدر.پدر تو خودش میسوزه از عشق پسر
آدمای تحصیل کرده تو محیط سرد کار.جیباشون پر پول ولی قلباشون بیمار
مهمونی یه عده تموم میشه خوب خوش
ته مونده ی غداشون تو کیسه ها مشت و مشت
مهمونی یه عده دیگه تازه شروع میشه
با کیسه های پر از ته مونده غذا به روی پشت
اونایی که خیلی راحت میگذرن از کنار فقر.فردا از عذاب وجدان میلرزن توی قبر
یادم نمیره از خاکم و به خاک برمیگردم............
هر روز تو خلوت خودم من میزنم هوار * جوری که برام دل میسوزونن در و دیوار
وقتایی که میخواستم از این دنیا کنم فرار * انگار یکی تو گوشم میگفت درست میشه کار
دلبندیم به این دنیا فقط بود از سر نفس * یه لحظه موندنم هست پوچ و بی علت
تو خونه که نمیتونستم بکشم نفس * تو جامعه هم بودم زیر پا همین و بس
شدم سوژه تمسخر هر کس و نا کس * میگم خدا چطور میشه دهناشونو بست ؟
از اول زندگیم بودم تو چار دیواری * از درد و غصه هام می چاقیدم همش سیگاری
هر کی از راه رسید یکی زد توی سرم * حتی یه نفرهم نبود که بشنوه درد دلم
سراغ هر چی میرفتم آخرش شد بن بست * طرد کردن اطرافیانم دلمو شکست
سر خردن تیغ روی رگ و پوستت * پیدا نشد حتی یه نفر بگیره دستت
اصلا هیچ امیدی نداری نسبت به آینده * حتی نمیدونی چند تا روز دیگه هستی زنده
همش فکر خودکشی پریدن از ارتفاع * تصمیم های مهم زندگیت بود یه اشتباه
اطرافیانت خانوادت نمی فهمنت * به نظر خودت اصلا نمیدونن زبونت
اینجا فهمیدی خدا چشماشو به روت بست * تو درگیری ذهنت گفتی اصلا خدایی هست ؟
میخوای دیگه چی بگم ؟ از رفیق زدنم ؟ یا از خفت کردنم ؟
واسه زنده موندنم ؟ تا صبح سرکوب زدنم ؟ حرف مردم گوش دادنم ؟
همینو بس.................................
یه شب مثه شبای دیگه توی خواب تلخ.خودمو تنها دیدم لبه ی پرتگاه مرگ
پرت شدم به طرف پایین من بدون ترس.از وابسته بودن به یه چیزین من دارم درد
دنیام و تموم رویاهام که بی ارزشن.شاید به حقیقت بپیوندن بی نبض من
من به هیچ کدوم از آرزوهام نرسیدم.گله ای نیس بی صدا از پیش همه میرم
اگه شکستن دل من کسیو آروم .بکنه من میشکنم تا دارم تو بدن جون
مهم تویی که هنوز دلیل زنده بودنی.تو زندگی کن من یه ندا من یه سوزم
من لال و بی صدام زندگی کن.میخوای کمکم کنی بابا چی میگی تو؟
میشی مثه من یه آدم بی خاصیت.که به سختی با جون دادن میگذره حتی یه ثانیت
من تو چش کسی ندیدم بی دلیل عکسمو.وقتی که جلو وامیستاد میگرفت دستمو
به جایی رسیدم که حتی گریمم نیکنتم خالی.دارم میمیرم به من بگو راهی
آره دنیای من تاریک و تاره دنیاااااااااااااااااااااااای من.میمونه این تاریکی تا آخره عمر من
خورشید ماله توئه بزا ماه باشه واسه من......

تا دورانه جوونیم
بیدار شدن از خواب
با صدای داد و فریادای ناب
بی پدر بزرگ شدن یعنی آواراگی
اینجا یه کسیو میخواسم که داشه باشه تازگی
باید برم سربازی توی بهترین زمان زندگیم
سربازی یعنی بردگی
کشیدن بیگاری
افتادن تو خط مشروبات الکلی
دس زدن به دزدی به خاطر پول تو جیبی
دیدن عکسای کسائی که شهید شدن
بابا اونا دیگه رفتن یه کمم برسین به داد من
لعنت به این زندگی
میخوام بکنم خودکشی
از خونه میزنم بیرون
با اعصابی داغون
قدم میزنم توی خیابون
با بدنی بی جون
برام اهمیتی نداره بازگشتی دوباره
دفترچه ی بخت من دیگه شده پاره پاره
تو قلبم منوده یه افسوس
که وقتی میخوام میشه برام یه کابوس
درو برم همه چراغا شدن خاموش
همه دارن از بغلم میگذرن انگار هسم بی هوش
به تاریکیه شب نیگا میکنم
حس میکنم دارم خدارو میبینم
پس ازش مرگمو آرزو میکنم
بار اول که چشامو باز کردم
دیدم دروبراییم منو ناز کردن
ولی حالا تو کویر خشکه زندگی
واسه همونا چیزی ندارم جز شرمندگی
خدا بزا رو کویر دلم بارون بباره
شاید منم برگشتم به اون روزام دوباره
آ
رزو هام یکی یکی شدن نقش بر آب
عزیزترین کسمم خوابه زیر خاک
توی بازی زندگی همش هسم دنبال جواب
یکی بیاد جواب بده به خدا داره ثواب
خدا هرچی بدی دیدم دیگه بسه
منو ببر پیشت خدا دیگه بسه
توی دنیای که همه روزاش واسم نهضه
تنها رفیقم همینه یه سازه شکسته
روزا.ماها دارن میرن ولی همشون هسن پوچ
دیگه طاقت آخراشه بزودی از این دنیا میکنم کوچ
من توی 7آسمون ندارم یه ستاره
یکی به دادم برسه بابا این چه رسم روزگاره
همیشه تو جاده ی مصیبت من میزنم قدم
چون که بخ چشم همه من یه آدمه بدم
تاریکیو روشنایی برام شده یکی
بگو به کی میتونم اعتما د کنم به کی؟
یکی به من بگه که فرقه بین آدما چیه؟
چرا حقه من از این دنیا فقط تاریکیه؟
دله من خستس نقطه سر خط
خداحافظ گرگ های انسان نما
شمایی که ظلم و ستم رو میکنین روا
خداحافظ آرزوهای فانی
عشقای لحظه ای و عانی
خداحافظ شهر بی چراغ تو شب
شمایی که واس ماله دنیا میکنین تب
خداحافظ زخم و زبون از این اون
دا دیگه طاقت ندارم اینجا نمون
خداحافظ چراغای قرمز و زرد
راهه درست که میگن کدومه مرد؟
خداحافظ دیگه داره تموم میشه نفس
مثه من تو این دنیا زیاد هس
خداحافظ آرزوهای طول و دراز
حرفم تو سینه خشک شده مثه یه راز
خداحافظ دل خوشی های الکی
من دیگه نمیتونم بخندم زورکی
خداحافظ خدا چون نمینوی صدام
دیگه دلو باید کنم اعدام
خداحافظ گریه های بی صداا
اونی که دوسم داش الان هس کجا؟
خداحافظ دلواپسی ها توی خواب
من باید جاری شم تو خودم مثه آب
خداحافظ دل هره ی ثانیه
من میرو ازم هه یه اسم باقیه
خداحافظ ای دل بی کس
من دارم میرم همینو بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

..........................................................................................................................................
دوست دارم پدر...
تقدیم با نفرت .به تمامه پدارایه پست و بی معرفت. که از پدر بودن زر زدنو بلدنو یه دنیا خساست.
اون دسته از پدارایی که خیال میکنن خیلی حالیشونه اما غافل از اینن که خرم پیشه اونا زیاد میدونه.
وقتی که داشتی با اون زنیکه عشقوحالتو میکردی مرتیکه هیز و جارکش.تو فکرت اینو داشی که زندگی نیس ۱ تشک و بالش؟
با خودت گفتی خدا بزرگه یه امشب و یه حالش
اما گذشت بچه پس افتاد تو بغله مادرش.
جو گیر شدی گفتی الهی شکر بچم به دنیا اومدش.زود پریدی یه پستونک خریدی چکوندی تو حلقش.
به خیالت که زندگی همینطور میمونه و بچه گول میخوره با نازو نوازش.همینجا بود که شدی مرتکب یه اشتباهه فاحش.
من بودم که میکرم با توی خر سازش.چرا حیا؟ چون که کردی منو در مونده و آواره
سزای تو زجر کشیدن و رفتن بالا طنابه داره .جای تن لشه تو اینجا نیس بلکه تهه چاهه.
حالا نوبت چن تیکه آوازه.واسه توئه گوش بده پدر خیلی نازه:
دست از سرم بردار بابا ازت متنفرم که نپرس چرا.زندگی رو کردی برام سیا.چقد رزلی بابا راستیا
این آخرشه بدون خودت خواستیا.تنفر و تو قلب من کاشتیا.
این حرفا ماله همه ی جوونایی که بدون خواسته خوودشون پا به دنیایی میزارن که نه جایه زندگیه نه جای فرار از آن.
چه کسی باعث این همه در هم شکستگیست؟چرا پدر بودن برای شما فقط یه ضرورت زبانیس؟
همه ی مشکلات سر چسمه میگیره از یه فکر غلط که عاقبت اون میشه یه ازدواج نا موفق.
عاقبت شوم این ازدواج قره خورده به آینده ی یه جوونه بدبخت.زندگی در چنین شرایطی سخت و مبهمه.
تنهاییو هجوم غصه وغمه.همه اینارو میزارم به حسابه تمام پدرای بیرحم.
اما باز این احساسه تلخ با منه چسبیده به هم مثه یه کنه.همش میزنه به هم طعنه.که عاقبت زندگی زناشویی دردو غمه
خورد کردنه مجسمه ی پدره نامرد کاره منه.
اجباری نیس هرکی بره بگیره زن
با این کار نزنین به آینده ی خودتونو دیگران گند


